منصور سيد سجادى
81
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
معتبرى از جمله ختل و قواديان و خوارزم است و اضافه مىكند كه برخى اين نواحى را جزو ماوراء النهر مىنامند و ديگر بخشهاى هيطل تا مرز تاكستان [ تركستان ] 97 را از بلاد ايرانيان مىدانند و خوارزم را جزو هيطل ( خراسان ) و بزرگترين شهر آن مىشمارند 98 . ابن خردادبه مرزى بين خراسان و ماوراء النهر نمىبيند و به ذكر اين نكته بسنده مىكند كه ، آن يك ربع كشور است كه در مشرق قرار دارد 99 و به همين ترتيب است كار نويسندهء الخراج كه بدون شرح و تقسيمبندىهاى مختلف به ذكر شهرهاى خراسان مىپردازد و تنها دربارهء سيستان مىنويسد : « مجاور سيستان نواحى خراسان است ، بست و رخج و كابل به سيستان متصل مىگردد چه بسا بعضى نواحى سيستان به سبب اتصالش به خراسان بدانجا منضم مىگردد » 100 و بدين ترتيب تنها يكى از ناحيتهاى خراسان را شرح كرده اما در فهرستى كه آورده ، نام چهلويك شهر و ناحيه را بدون ترتيب و توالى ذكر كرده است 101 كه از روى آن تا حدودى مىتوان به نظر او دربارهء خراسان و ماوراء النهر پى برد . اين نويسنده خراسان را شامل بست ، رخج ، كابل ، زابلستان ، طبس ، قهستان ، هرات ، طالقان ، حسمها ، بادغيس ، بوشنج ، طخارستان ، طارقان ، بلخ ، خلم ، مروالرود ، صغانيان ، واشجرد ، بخارا ، طوس ، فارياب ، بارياب ، ابرشهر ، كار ، سمرقند ، شاش ، فرغانه ، اسروشنه ، صغد ، خجنده ، خوارزم ، اسپيجاب ، ترمذ ، نسا ، ابيورد ، كس ، نوشجان ، بتم ، اخرون و نسف مىداند 102 و به اين ترتيب در الخراج تفاوتى بين ماوراء النهر و خراسان و قهستان و سيستان و خوارزم و حدودهاى آن وجود ندارد . به همين ترتيب است تقسيم بندى يعقوبى در البلدان . اين مورخ پنجاه و شش شهر و ناحيه را جزو خراسان مىداند اما نوعى تقسيمبندى را نيز اعمال مىكند به اين ترتيب كه نخست از شهر نيشابور و توابع آن و بعد مرو و شهركهاى آن و سپس سيستان و نواحى آن و بالاخره جوزجانان و نواحى آن نام مىبرد . همين نويسنده در كار ديگرش از شهرهاى ايرانيان نام مىبرد و اضافه مىكند كه اين شهرها در خراسان بودهاند : نيشابور ، هرات ، مرو ، مرورود ، فارياب ، طالقان ، بلخ ، بخارا ، بادغيس ، باورد ، گرجستان ( ؟ ) [ غرجستان ؟ ] ، طوس ، سرخس و گرگان 103 . ابن رسته ابتدا از اقليم چهارم آغاز مىكند كه در مشرق قرار دارد و پس از